ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
28
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اين حكايت در بغداد بدهانها افتاد . ديگر اينكه ابا محمد بن سهلان ، تركها و عامه را به فساد كشاند ، تركها به واسط رفتند و سلطان الدوله را در آنجا ديدار نمودند و شكايت ابن سهلان بوى كردند . سلطان الدوله آنان را آرام كرد و وعده داد ببغداد رفته اصلاح حال آنها بنمايد . سلطان الدوله ابن سهلان را احضار كرد و او ترسيد و به بنى خفاجه رفت و از آنجا رو به بالا و بموصل رفت و مدتى در آنجا اقامت نمود . سپس رو به انبار و از آنجا به بطيحه سرازير شد . سلطان الدوله رسولى به بطيحه فرستاد و ابن سهلان را از شرابى خواست . شرابى او را تسليم نكرد . پس سپاهى رو بوى سوق داد ، شرابى گريخت و ابن سهلان به بصره رفت و بپادشاه جلال الدوله پيوست . رخجى تا موصل با ابن سهلان بود و در آنجا از وى جدا شد . و اصلاح حال خود با سلطان الدوله نمود و بسوى او بازگشت . بيان غزوهء يمين الدوله با هنديان و افغانيان در اين سال يمين الدوله به هنديه غزا رفت . سپاه گرد آورد و بسيج و مجهز و بيشتر از پيشتر آماده كرد . سبب چنان اهتمام در تجهيزات لشكريان اين بود كه چون قنوج را فتح كرد . و صاحب آن كه رآى قنوج ملقب بود كه لقب رآى لقب پادشاهى مانند قيصر و كسرى باشد . از پيش روى يمين الدوله گريخت ، همين كه به غزنه بازگشت بيداى لعين كه از بزرگترين پادشاهان هند بوسعت قلمرو پادشاهى و داراى بيشترين لشكريان بود و كشور او را كجوراهه ميناميدند ، رسولانى نزد رآى قنوح فرستاد . رآى قنوج نامش را جيال بود . و بيدا وى را در فرار از پيش روى سپاه اسلام نكوهش كرد و اسلام آوردن بلادش بوسيله مسلمانان مورد توبيخ و سرزنش قرار داده شد . و گفتگو ميان آنان بدرازا كشيد و نتيجه كار باختلاف آنها انجاميد . هر يك از آنها جنگ و ستيز را با ديگرى آماده شد . و بيدا روى براجيان نهاد